با اشتباهات دیگران باید با ملایمت رفتار کنی و بامواردی که حائز به اهمیت نیستند مدارا کن. اما به مسائل مهم توجه کن. به یاد داشته باش که قاطعیت واقعی در متانت، آرامش و تواضع تو است. زبان تند، قلب مغرور و یک دست آهنین جایی برای عمل خداوند نمیگذارد. دانش، حکمت و معرفت همه چیز را به پیش میبرد. آیا به این روش عمل میکنی؟ اگر به شکل دیگری عمل میکنی بلافاصله خود را متواضع ساز. بروی یک استاندارد خوب ثابت قدم باش. ولی زمانیکه عملی را به روش نادرستی انجام میدهی به آن اعتراف کن. هیچ کتاب و دعایی به اندازه حقارت و خواری که بعد از ارتکاب اعمال نادرست به تو دست میدهد، برای متواضع کردن تو موثر نیست. البته باید نفس را کنار گذاشت و با ایمان تمام، در حضور خداوند حاضر شوی. هشدار من به تو این است که هرگز نگذاری مسائل دنیوی تو را از مسائل روحانی بازدارند. اگر به خودت این اجازه را بدهی که از مسائل روحانی غافل بمانی، قلبت سخت خواهد شد. هرگاه برایت مقدور است به دعا بپرداز و بقیه روزت را در عشق به خدا زندگی کن. اجازه بده که نوسانهای زندگی روحانیت بیایند و بروند. اگر برای همیشه پایین میماندی، مایوس و ناامید میشدی. خداوند زمان مشخصی را برای تازه کردن نفست به تو میدهد. بگذار از خودم کمی برایت بگویم: وقتی در عذاب هستم، هرگز نمیتوانم پایانی برای مشکلاتم ببینم. ولی وقتی رهایی میاید، آنوقت است که مشکوک میشوم که آیا واقعا سختیهایم تمام شده و من میتوانم دوران استراحتم را سپری کنم! بنظر میآید برای اینکه یک مومن واقعی باشم باید دوران خوب و بد را به یک اندازه پذیرا باشم. وجود این نوسانات در کنار هم در زندگی ما به نظر مفید میآید پس هم سختی و هم راحتی را از خداوند بپذیر. من نمیخواهم بگویم تجربه صلیب کار آسانی است. خداوند آنچه را که به نظرش خوب میاید انجام میدهد. بعضی مواقع آنچه را که او میخواهد، پذیرشش برای ما دشوار است. به خداوند گوش کن که رهایی، آرامش و شادی حقیقی در اوست. خداوند از تو نمیخواهد که در زندگیت دردناکترین شرایط را انتخاب کنی. اگر دنبال رو این راه باشی به زودی سلامتیت، اعتبارت، کار و کاسبی ات و دوستیهایت در خطر جدی قرار میگیرد. خود انکاری به این معناست که در مقابل مقدرات خداوند با صبوری برخورد کنی. اگر آنچه را که از خداوند به تو میرسد رد نکنی صلیب مسیح را تجربه خواهی کرد. خداوند به تو این فیض را میدهدکه مانند نان روزانه ات هر روزه از صلیب برخوردار شوی. این یک تمرین خوبی است برای کسانیکه مشتاق هستند که روشهای انسانی خود را کنار گذاشته و اجازه دهند خداوند آنچه را که میخواهد در زندگیشان وارد کند. آیا در عجبی که چرا خداوند اینقدر به تو سخت میگیرد؟ چرا تو را از اول خوب و کامل نیافرید بدون اینکه متحمل اینهمه سختی و رنج شوی؟ البته که او قادر است. اما نمیخواهد اینکار را بکند. او میخواهد که کم کم رشد کنی نه اینکه تو را فوری و در یک لحظه سرشار از بلوغ و فهم کند که توانایی درک و تحمل آنرا نداشته باشی. من آنچه را که رنج و زحمت تولید میکند میستایم. من و تو بدون صلیب هیچ چیز نیستیم. زمانیکه صلیب در من کارمیکند، زندگی من سرشار از رنج میشود. اما وقتیکه این ناراحتی و سختیها پایان میابد به گذشته که نگاه میکنم و آن کار عظیمی که خداوند در زندگی و شخصیت من انجام داده را مینگرم، او را میستایم و البته بسیار شرمنده میشوم که چرا در دشواریها آنقدر ضعیف عمل کرده ام. ولی خوشحالم که از اعمال احمقانه خود خیلی چیزها آموخته ام. خداوند میخواهد که رابطه دوستانه ای را که بر پایه ایمان و اعتماد کامل باشد برقرار کند نه رابطه ای راکه فقط بر اساس معجزات جذاب و پر کشش است. خداوند از ناراحتیها، سرخوردگیها و اشتباهاتت که در زندگی مرتکب میشوی استفاده کرده اعتمادت را به خودت سلب میکند وکمک میکند که اعتمادت را بر او استوار کنی. این روش مانند سوختن آرام در آتش است. تو ترجیح میدهی که یکباره دریک شعله بزرگ بسوزی ولی آیا اینکار تو را از خودت رها و آسوده میکند؟