چگونه اعتماد به نفس همسرتان را تقویت کنید
اگر توانایی آن را دارید که موجب افزایش خودباوری یا عزت نفس همسرتان شوید، ما هم پیشنهادات زیادی برایتان داریم که شما را دراین کار کمک خواهد کرد. در ذیل، راههای عملی و اثبات شدهای جهت تشویق همسرتان آمده است. دکترها لس و لسلی پَرِت
آمادهی شوک باشید
چنانچه مدت مدیدی است که هیچ تشویقی در زندگی مشترکتان نبوده است، احتمالاً دچار شوک ناگهانی خواهید شد وقتی کلامی مثبت از دهان همسرمان بشنویم. پس اگر این مشکل، رابطه شماست، تمام تلاشتان را به کار بگیرید تا تشویق را بپذیرید، بیآنکه کاری کنید همسرتان احساس کند خیلی وقت است که انتظار آن را داشتهاید.
نقاط حساس به تحسین همسرتان را کشف کنید
چه موارد و جملاتی هستند که همسرتان دوست دارد از زبان شما بشنود؟ آیا مثلاً میخواهد بشنود که چه آشپز خوبیست؟ یا اینکه چمنزدنش حرف ندارد؟ شاید؛ اما ممکن هم هست همسرتان در آرزوی شنیدن چیز دیگری باشد. شاید خانم شما میخواهد متوجه ارزش کاری که او داوطلبانه در کلیسا برای نگهداری از بچهها انجام میدهد، باشید، یا بدانید او از چه استعداد خوبی برای ساماندادن به امور خانهتان برخوردار است. شاید شوهر شما آرزویش این است که شما متوجه شوید چقدر خوب با بچهها ارتباط متقابل برقرار مینماید یا چه امنیت مالی خوبی برای شما و خانواده فراهم کرده است.
پرمعنیترین تحسین در زندگی زناشویی شما از قلبی بیریا بر خواهد خواست که همواره به اهمیت واقعی امور واقف است - یعنی مسائلی که همسرتان حقیقتاً برآیشان ارزش قائل است. پس، از همسر خود بپرسید که بیش از همه در ارتباط با چه موضوعی نگران است. و نیز کشف نمایید او برای چه چیزهایی ارزش قائل است. این همان نقاط حساس به تحسین همسر شماست. هر چه بیشتر این نقاط را مورد تشویق و تحسین قرار دهید، به همان اندازه این عادات پسندیده در او بارورتر می گردد.
به چهار رکن عزت نفس دقت کنید
تیم استافورد در کتاب بسیار مفیدش تحت عنوان "منظورم این نبود!" اشاره به چهار رکنی میکند که عزتنفس ما بر روی آنان استوار است، یعنی ارکان: ذهنی، اجتماعی، بدنی و روحانی. مردم میبایست از نظر ذهنی توانا، از نظر اجتماعی دوستداشتنی، از نظربدنی جذاب و از نظر روحی شاداب باشند. استافورد اشاره میکند که ما نیاز داریم از جانب همسرمان در هر چهار زمینه مورد تحسین قرار گیریم.
همسر شما میخواهد که از نظر عقلانی در زندگی مشترکتان با کفایت باشید. زن یا شوهر ما میخواهد که متوجه تیزهوشیِ او در زندگی باشیم. این مسئله بخصوص زمانی نِمود دارد که زوجتان در دیگر زمینهها بیشتر مورد تایید قرار گرفته است. مثلاً چنانچه او در موردی مانند ظاهرش مورد تعریف و تمجید شما قرار میگیرد، بهتر این است که چنین جملاتی به او بگویید: "من از طرز فکر تو خوشم میآید" یا "تو برخورد عقلانیِ خیلی خوبی با مسائل داری" یا "تو در این زمینه خیلی باهوشی".
همچنین همهی ما میخواهیم که از نظر بدنی احساس جذابیت نماییم. جهت تقویت این مورد، میتوانید بگویید: "خیلی با این پیراهن خوشتیپ میشوی." یا "هنوز هم خندهات ضربه فنیام میکند." یا "وقتی حرکت میکنی، دوست دارم همین جور نگاهت کنم."
وقتی که مسئله مربوط به تواناییهای اجتماعی همسر شما میشود، او میخواهد بداند آیا در این زمینه نیز به او احترام میگذارید یا خیر. و آنها این احترام را از هر زمانی بیشتر حس میکنند که بگویید: "تو خیلی شنونده خوبی هستی." یا "تو واقعاً میفهمی من چه احساسی دارم." یا "وقتی صدایت را پای تلفن میشنوم، لذت میبرم."
و در نهایت هرگز از زندگی روحانی همسر خود غفلت نکنید. او نیاز دارد بداند شما تا چه اندازه برای ارتباط او و خداوند ارزش قائلید. این امر زمانی برای او محسوس میگردد که به او بگویید: "من واقعاً میبینم که چقدر به خدا وابستهای." یا "وقتی میبینم تو اینطور با ایمان کتاب مقدس را مطالعه میکنی، تحسینم را بر میانگیزی."
بر روی اینکه همسرتان کیست متمرکز شوید نه اینکه او چه میکند
ما به تازگی به مرکز ورزشی رُز گاردن در پورتلند واقع در ایالت اُرگان رفته بودیم، جایی که پانزده هزار نفر برای همایش "ازدواج بزرگ" گرد هم آمده بودند. در آن شب هر شش سخنران میبایست مردم را در جریان خلاصهای از مباحثی که در طول دو روز آینده ارائه میکردند، قرار میدادند. درست پیش از آن که من و لِسلی پشت میز خطابه برویم، دوستمان "گری سمالی" توجه عموم را به خود جلب کرد و در حالی که یک اسکناس 50 دلاریِ نو را به انبوه حُضار نشان میداد پرسید: "چه کسی این اسکناس 50 دلاری را میخواهد؟" همه جا دستها شروع به بالا رفتن کرد. وی سپس افزود: من این اسکناس را به یکی از شما خواهم داد، ولی اول بگذارید این کار را بکنم." بعد شروع به مُچاله کردن اسکناس کرد. باز هم پرسید: چه کسی هنوز هم این اسکناس را میخواهد؟" دوباره همان دستها بالا رفتند.
او جواب داد: "خوب، اگر این کار را بکنم چه؟" او اسکناس را بر روی زمین افکند و شروع به لَگدمال کردن آن نمود. سپس اسکناس را که مچاله و کثیف شده بود را از زمین برداشت و گفت: "حالا این را که میخواهد؟" باز هم دستها به هوا برخاست.
گری ادامه داد: "شما هماکنون درس بزرگی را فرا گرفتهاید. بیآنکه برایتان مهم باشد من با اسکناس چه کردهام، هنوز هم آن را میخواهید، چرا که این کارها ازارزش آن نَکاست. این اسکناس هنوز هم 50 دلار میارزد. مواقع زیادی در زندگیهای ما پیش میآید که ما میاُفتیم، مچاله میشویم و به خاک در میغلتیم تنها بدلیل تصمیماتی که میگیریم و شرایطی که بر سر راهمان ظاهر میشوند. احساس و فکرمان به ما میگویند که بیارزشیم. اما بدون در نظر گرفتن اینکه چه اتفاقی افتاده یا چه خواهد شد، بدانید که هرگز از ارزش شما در چشمان خداوند کاسته نخواهد شد. چه کثیف و چه پاک، مچاله یا تا خورده و منظم، ارزش شما برای خدا بیحد و مرز است."
آیا همسر شما نیز به همین درسی که زوجهای پورتلندی گرفتند نیاز دارد؟ اگر بله، این عادت پسندیده، بویژه برای زندگی زناشویی شما مهم است. همسر شما نیاز دارد بداند که محبت شما، به همانند محبت خداوند، عاری از آن است که او چگونه به نظر میآید یا چه میکند.
فهرستی از خوبیهای همسرتان تهیه کنید
این کار به نظر ابتدایی و کودکانه میرسد اما اگر این وظیفه را با جدیت انجام دهید، ما به شما اطمینان میدهیم که پاداش مادی خوبی در انتظار شماست.
فهرستِ شش تا از کارهای همسرتان که تحسینتان را برمیانگیزد، تهیه کنید. حقیقاً بر روی این موارد عمیقاً فکر کرده، یادداشتشان کنید. ضروریست که حدالامکان این کار را دقیق انجام دهید و بر ویژگیهای شخصیتی همسرتان تمرکز نمایید - نه فقط اینکه او برای شما چه کار میکند. مثلاً شما طرز رسیدگی همسرتان به نظافت لباسها یا آماده کردن رختخوابتان پیش از خواب را تحسین میکنید. ولیکن شاید مفهوم نهفته این ویژگی شخصیتی همسر شما این است که او شخص با فکری است. حتماً متوجه موضوع شدهاید. خصوصیات تحسین برانگیز همسرتان را مورد بررسی قرار دهید، ویژگیهایی همچون دلسوزی، سخاوتمندی، مهربانی، ایثار، خلاقیت، ظرافت، صداقت، عطوفت، شادابی، وقار، خوشبینی، تعهد، وفاداری، اعتماد به نفس، شادی و غیره. در ازای تشخیص هر یک از ویژگیهای شخصیتی، دو یا سه مثال ذکر کنید که نشان میدهند شما چگونه آنها را در شریک زندگیتان تشخیص میدهید.
جهت تهیه این فهرست به زمان نیاز دارید، اما هنگامی که آنرا به پایان رساندید، ما به شما تضمین میدهیم که وقتی همسرتان آن را ببیند از خوشحالی پَر در میآورد. در حقیقت شاید هر دوی شما بخواهید که به عنوان یک زوج، زمان بخصوصی را برای سهیم شدن در فهرستهایتان در نظر بگیرید. این اتفاق در هر صورت خواهد افتاد، اگرچه ارزش واقعی این تمرین زمانی مشخص خواهد شد که این فهرستها را همیشه در دسترس نگاه دارید. آن را در کیف پولتان بگذارید، روی میز کارتان قرار دهید. این کار بارها و بارها شما را در ارتقای عزتنفس همسرتان یاری خواهد نمود. همچنان که این فهرست را هر از چندی مرور میکنید، به شما کمک میشود تا با خصوصیات همسرتان بیش از پیش آشنا شوید، و سپس بسیار محتملتر خواهد بود که آنها را مورد تشویق و تحسین قرار دهید.
هرگونه تملق و چاپلوسی را از کلامتان بزدایید
پیش از این که همسرتان را با کلماتی تشویقآمیز مورد تمجید قرار دهید، باید به یک مسئله مهم دقت نمایید. درون بدن همسر شما یک رادار نصب شده است که ادعاهای قلابی را به راحتی تشخیص میدهد. زن یا شوهر شما به سادگی متوجه میشود که چه زمانی شما برای رفع تکلیف کاری را انجام میدهید، بنابراین در صورتی که از جملات تملقآمیز استفاده نمایید، بیشتر به رابطه مشترکتان آسیب رساندهاید تا منفعت. تمجید و تحسین میبایست انعکاسدهنده احساسات حقیقی شما به ارزشهای همسرتان باشند.
بدون خلوص نیت، تشویق نه تنها میتواند کاملاً باعث خشم همسرتان گردد بلکه میتواند نوعی حیلهگری برداشت گردد. همسر شما نمیخواهد بشنود که چقدر زیباست اگر بفهمد آنچه که شما در حقیقت میخواهید همبستری است. و یا شوهر شما نمیخواهد بشنود که چه خوب از عهده تعمیر لوازم خانه بر میآید وقتی شما از قبل فهرستی از کارهایی که باید در خانه انجام دهد را آماده کردهاید. حرف آخرمان چیست؟ اگر منظور بدی ندارید پس این حرفها را هم نگویید. و یا اگر از گفتن چنین جملاتی انگیزه نهانی دارید، همان بهتر که ساکت بمانید.
فکرهای نهایی برای تحسینکردن و تحسینشدن
سهلانگاری بزرگی میشد اگر به این دو نکته کوچک ولی مهم در ارتباط با این عادت پسندیده اشاره نمیکردیم. نخست اینکه مطمئن شوید که تحسین را با خوشایندی میپذیرید. برخی افراد هستند که برای اینکه فروتن باشند، سعی میکنند با تحسین بیاهمیت برخورد کنند. هرگز تمجید از چنین فردی فایده نخواهد داشت. پس تحسین را با سؤال درباره شایستگیتان بیارزش نکنید. در عوض بگویید: "خیلی خوشحالم که از این اخلاقم خوشت میآید."
دوم اینکه آگاه باشید که چقدر تشویق و تحسینباران کردن همسرتان میتواند لذتبخش باشد. متوجه باشید که این تمجیدها نه تنها برای همسرتان مفید است بلکه برای خود شما نیز مؤثر میباشد. جرج برتون آدامز، استادیار و پژوهشگر آمریکایی، این امر را اینچنین با ظرافت توضیح داده است: "به این نکته توجه کنید که چقدر از تشویق دیگران خوشحال میشوید، پس هیچ بحث دیگری لازم نمیباشد که به ما پیشنهاد کند تا فرصت تشویقکردن را از دست بدهیم."
اقتباس از Family.org
Read more...
اعتماد بنفس مشکلات دیرینه انسان
اعتماد بنفس یا باور خود یکی از مشکلات دیرینه انسان است که در رابطه با آن به تفضیل سخن گفته شده است و کتاب ها نوشته اند. اما همچنان این موضوع برای بسیاری معضلی بزرگ بشمار می آید. با امید به اینکه این مقاله باعث کمک و تشویق شما گردد
انقلابی در حرکت است. " انقلابی در درون شروع شده است " این اصطلاح خانم گلوریا استیم می باشد که دراین رابطه کتابی را نیز به همین نام به رشته تحریر درآورده است. خانم استیم می گوید من هر چه بیشتر با مردم روبرو شده و گفتگو می کنم بیشتر متوجه این موضوع می گردم که عده کثیری از مردان و زنان در درون خود احساس نارضایتی و کمبود می کنند. احساسی که منشا آن عدم اعتماد و پذیرش خود می باشد و افراد را در زندگی با بن بست ها روبرو می کند. اعتماد بنفس معضلی است که متعلق به ملیت ویا قومی خاص نیست بلکه مشکلی است عام که هر ملیت و نژادی را می تواند در برگیرد. اما اعتماد بنفس در واقع چیست و چگونه می توان آنرا بدست آورد؟
اعتماد بنفس چیست؟
یکی از ضروریات اولیه در زندگی هر فردی حس ارزشمندی و پذیرفته شدن از جانب خود می باشد. حس ارزشمندی دارای دو مقوله می باشد. اول امنیت و دوم اهمیت یا ارزشمندی، اما امنیت چیست؟ امنیت به این معنی است که خود را آنگونه که هستیم بپذیریم علی رغم آنچه که انجام میدهیم. این موضوع عاملی است که که خانم گلوریا اسیتیم در کتاب خود از آن بعنوان محور مرکزی یاد می کند. موضوعی که روانشناسان نیز از ان بعنوان موضوعی مهم یاد می کنند که درتمام دنیا مصداق دارد. یعنی دوست داشتن و پذیرفته شدن از جانب خود
اما اهمیت یا ارزشمندی چیست؟
اهمیت به این معنی است که برای زندگی خود هدف و مفهومی داشته باشم. بعبارت دیگر خود را سزاوار و شایسته آنچه که هستیم بدانم. این موقعیتی است که به ما اجازه می دهد تا در آن اعتماد بنفس را در خود بوجود می اوریم اما مشکل از جایی شروع میشود که ما با پیش فرض های غلط خود عملکردی را پیش می گیریم که تصور می کنیم می تواند به نیازامنیت و پذیرفته شدن ما (اهمیت) پاسخگو باشد. پیش فرضها یی که غالبا در دوران کودکی ما آنها را می آموزیم. انسان چنانچه پذیرفته شدن و عشق بدون شرط را در دروان کودکی تجربه نکرده باشد. بعدها بدنبال آن در جایهای دیگر میگردد. یکی دیگر از موضوعاتی که باعث می گردد پیش فرضها غلط در ذهن ما جای گیرند. نگرش منفی و برخورد تحقیر آمیز در دوران خردسالی می باشد که امنیت فرد را در بزرگسالی به خطر می اندازند. بطور قطع نگرش منفی و برخورد تحقیر آمیز تنها کلام نیست بلکه نحوه و بیان حالت آن است که می تواند تاثیر بسزایی بگذارد.
نگرش منفی، برخورد تحقیر آمیز و فشار بیش از حد بر کودکان برای انجام آنچه ما می خواهیم موضوعی است که در ذهن بسیاری از کودکان همچون کاست ضبط صوت عمل می کند و به ایشان القا می کند آنچه را والدین به آنها تعلیم داده اند. بعبارت دیگر پیش فرضی نادرست از آنچه که ایشان هستند و یا باید باشند. بنابراین این کودکان یا دائم درتلاش هستند تا به موفقیت های بیشتر دست یابند جهت امنیت واهمیت بیشتر و یا خود را بی ارزش و بی استعداد قلمداد می کنند که این طرز تفکر باعث می گردد ایشان در کارهای خود هرگز موفق نگردند. این همان موضوعی است که در بالا به اشاره کردیم یعنی پیش فرضهای غلط و آنچه که ما در اثر این طرز تفکر به آن روی می آوریم تا به نیازهای ما پاسخ دهد. غافل از اینکه تمام این محاسبات بر اساس پیش فرضهای غلطی استوار شده که دیر یا زود ( درسنین بلوغ یا بزرگسالی ) ما با روبرو می گردیم بعنوان واقعیت زندگی.
پذیرش خود و احساس ارزشمندی می توانند زیر بنای برای حس اعتماد بنفس ما باشند. آیا در زندگی شما امروز هیچکدام از پیش فرض های زیر وجود دارند. من درامنیت خواهم بود اگر
من با همسر مورد علاقه خود ازدواج کنم
من هیچوقت مورد سرزنش قرار نگیرم
من از جناب دیگران رد نشوم
در رابطه باپیش فرض های حس اهیمت( حس ارزشمندی) چطور؟ من ارزشمند و پذیرفته خواهم بود اگر
در مدرسه یا محل تحصیل از دیگران برتر باشم
در هنگامیکه آنچه را که بمن سپرده شده بهتر از دیگران ارائه دهم
دارای قدرت و توان مالی بالایی باشم
من پذیرفته شوم در گروه این و یا آن گروه مشخص
چگونه می توان اعتماد بنفس را بدست آورد و در سطح متعارف زندگی قدم زد
هر یک از ما بشکل خالقمان خدا خلق شده ایم بهمراه نیازهایی که در عمق وجود ما ریشه دارند. نیازهایی چون عشق و محبت، حس ارزشمندی و پذیرفته شدن، حس تعلق و وابستگی. در تمامی اینها تنها خداست که ما را خوب می شناسد و هیچ انتظاری در برابر آنها از ما ندارد. چون رابطه او با ما یک رابطه پدارانه ای است که بر پایه عشق ومحبت برقرار می باشد. محبتی دوطرفه و بدون قید وشرط. دراین محبت است که ما می توانیم رشد کرده و بدون ترس از رد شدن از حضور او با او همراه شویم. این واقعیتی است که عیسی مسیح بعنوان طبیب روح و جان در انجیل (خبر خوش) به همه آنانی که بدنبال این نوع رابطه هستنمد اعلام می دارد. بعبارت دیگر باید گفت در پاسخ به این سئوال که چگونه می توان اعتماد بنفس را بدست آورد و در سطح متعارف زندگی قدم زد. باید گفت، شروع رابطه ای با خالقمان خدا که حاضر شد نه تنها به نیاز های ما پاسخ دهد بلکه حتی به میان مخلوقات خود به زمین آمده و با ایشان همراه شد همانطور کلام خدا در انجیل اینطور می گوید، او (عیسی مسیح) به جهان آمد تا جانش را فدا کند و ما را پاک ساخته، گذشته گناه آلود ما را محو نماید. کتاب عبرانیان فصل اول آیه سوم
اما پس از شروع این رابطه و درک واقعیت در رابطه با خودمان و خالقمان خدا بعنوان شخصیت پدر و نه ارباب می توانیم حال طرز تفکر خود را نسبت به خود و اطرافیان تغییر دهیم. در حقیقت آنطور که ما فکر می کنیم همانطور عمل می کنیم بهمین دلیل لازم است تا خود و ارزش خود را آنطور که هسیتم بشناسیم. بدین شکل است که ما نیاز نداریم تا برای امنیت و ارزشمند بودن خود تلاش کنیم تا به موفقیت های بالا برسیم و آنطور که دیگران می خواهند باشیم تا پذیرفته شویم.
برای تغییر افکار خود شما نیاز دارید تا با جانشین ساختن حقیقت بجای پیش فرضها اعتماد بنفس را بدست آورید و در سطح متعارف زندگی قدم بزنید. حقیقتی که براساس رابطه شخصی و دوطرفه ما با خدا است نه یک مذهب و یا باور محض و نه حتی پذیرش یکسرس اطلاعات مذهبی بلکه زندگی با خدای زنده که عاشق شماست و برای شما از آسمان به زمین آمد تا شما نجات بخشد و به جایی راهبری کند که برای شما تدارک دیده شده است. شاید شما از گذشته رنج می برید و یا به حال خود متاسف و پشیمان هستید وتصور می کنید که برای شما هیچ راهی وجود ندارد. شاید فکر می کنید تمامی اینها کلمات زیبایی هستند که به زندگی شما مربوط نمی شوند اگر اینطور است بیایید برای یک بار هم که شده با این خدا که در عیسی مسیح به جهان ظاهر شده و حاضر است تا با شما روبرو شود درد و دل کنید واز او کمک بگیرید. اجازه دهید تا سلامتی، آرمش و آرامی او خلاهای زندگی شما را پر کند همانطور که بریا شخص من سالها پیش انجام داد و اینک نیز هر روزه با من است
Read more...