هنرمند

هنرمندمشكلات مربوط به نرمش زیاد و پرخاشگری برای هنرمندی كه از سال‌های اولیه‌ی زندگی خود از صراحت برخوردار نبوده، در آینده هم نیز قادر نیست خود را تصریح نماید ادامه كار خلاقه و زندگی كردن مشكل است.
نیاز شدید هنرمند به آفرینش هنری وی را از دیگران متمایز و نسبت به شرایط موجود آسیب‌پذیر می‌سازد. وقتی كه وی از نرمش زیاد برخوردار باشد، نمی‌تواند از خود و هنر خویش دفاع نموده و نتیجتاً دچار مشكلات عاطفی می‌گردد.

این هنرمند به علت عدم توفیق در غلبه بر مشكلات و فقدان تعلیمات و تحصیلات كافی كه به آن تكیه كند، غالباً در دوران ابتدایی فعالیت هنری خود دچار لطمه شده و كوشش خلاقه وی به هدر می‌رود. وی ممكن است اگر بكوشد تنها با هنر خود، خویش را تصریح نماید به سادگی دچار شكست و عدم موفقیت گردد. ناتوانی هنرمند به تصریح خویش در سایر حوزه‌ها باعث به خطر افتادن زندگی وی می‌شود. هنرمندی كه شدیداً تحت تاثیر اظهار نظر دیگران راجع به شخصیت و كار خود است، قادر به تفكیك خویش از آثار هنری خود نبوده و طرد یكی را با طرد دیگری اشتباه می‌نماید. وی از حسادت دیگران هراسان بوده و از هر كسی كه نسبت به وی و هنرش دچار عناد است بیمناك می‌باشد. از طرف دیگر وی مشقت غیر قابل اجتناب زندگی هنری را بعنوان نوعی بی‌عدالتی غیر لازم تعبیر نموده و به حال خود دلسوزی می‌نماید. غالباً وی برای حفظ و حمایت خویش به جرگه‌ی هنرمندان مضطرب و منزوی ملحق می‌شود. وقتی كه وی از نرمش شدید برخوردار است، از هر نوع كوشش در راه حیات هنری احتراز نموده و وقت خود را با صحبت و بحث درباره آثار خود تلف می‌سازد. یكی دیگر از تظاهرات نرم بودن، رفتار پیگیر مخرب و خویشتن خوار كننده ایست كه باعث نزول ارزش هنرمند شده و به طور اجتناب ناپذیر مانع خلاقیت می‌گردد. نرمش زیاد باعث می‌شود كه بعضی از هنرمندان كار هنری را ترك كرده و به تدریس و آموزش بپردازند.

وقتی هنرمند قادر نیست كه طرد شدن دردناك را تحمل و یك زندگی پر مخاطره را پذیرا شود با توسل به تدریس می‌‌كوشد رفتار خود را منطقی جلوه دهد. تمایل وی به پرورش افراد هنرمند به دو علت می‌باشد: یكی این كه وی می‌كوشد در فعالیت خلاقه شركت نماید و دیگر این كه وی احساس می‌كند كه در حقیقت آن چه را كه خود وی نمی‌تواند انجام دهد دیگران با استفاده از تجربه و خلاقیت وی جامه‌ی عمل می‌پوشانند. بعضی اوقات هنرمند به علت ملاحظه نقش نرم و مومین خود به طور خودآگاه یا ناخودآگاه، دچار عناد و افسردگی می‌گردد. این وضع وقتی كه یكی از شاگردان وی پیشرفت می‌نماید و خیم‌تر می‌گردد.

2مربی هنرمندی كه عقاید و هنر خود را قربانی تدریس به شاگردانش نموده و در ضمن قادر نیست كه پیشرفت و ارتقاء مقام یك هنرمند متجاوز را كه به اتكاء به تعلیم و تحرك به چنین موفقیتی نائل گردیده است تحمل نماید، با ناراحتی بسیار شدید روبه‌رو می‌شود. با وجود این، بعضی اوقات، حتی وقتی كه وی از این وضع آگاه می‌گردد، به علت نرمش فراوان قادر به ابراز ناخشنودی خود نمی‌باشد. هنرمند با نرمش زیاد معمولاً مجذوب خلاقیت دسته‌جمعی می‌گردد. بهانه و دلیل وی برای علاقه‌مند بودن به كار دسته‌جمعی این است كه كار خلاقه انفرادی نوعی فعالیت خلاقه افراطی است كه وی نه استحقاق آن دارد و نه به خود اجازه می‌دهد كه در این راه گام بردارد. در این موارد فعالیت خلاقه انفرادی به عنوان نوعی خلاقیت خطرناك، خودخواهانه و متجاوز انگاشته می‌گردد. گروه در این موارد سپر دفاعی هنرمند گشته و وی قادر می‌گردد كه به عنوان سخنگوی گروه، سخنان خلاقه تجاوزآمیز ابراز دارد. غالباً عضویت در گروه باعث رقت قدرت خلاقه وی شده، از قدرت وی در راه تصریح كاسته و كار وی به طور عمیق تحت تاثیر نفوذ یك عضو مقتدر گروه قرار می‌گیرد، محصول هنری وی در این موارد چیزی جز اثری ضعیف و سطحی نیست.

در جامعه‌ی ما به واسطه این كه تكروی هنرمندانه بسیار دشوار است، فعالیت خلاقه دسته‌جمعی مخصوصاً در حوزه‌ی فعالیت‌های علمی افزایش یافته است. جنبش‌های مقتدر تاكید كننده در جامعه كاملاً سازمان یافته و ماشینی ما هنرمند منفرد و تكرو را خرد و نابود می‌سازد. هنرمند معمولاً هم از تنهایی وحشت داشته و هم بدان علاقه‌مند است. متعلق بودن به گروه چون چوبدستی عاطفی از طرف اكثر هنرمندان مخصوصاً از جانب هنرمند نرم و مومین مورد استقبال قرار می‌گیرد.

با متعلق بودن به سازمان، حمایت عاطفی، پول و وسائل لازم برای خلاقیت با سهولت به دست آمده و هنرمند را از مبارزه نمودن معاف می‌نماید. در هر صورت هنرمند در مقابل طرز فكر سازمانی و نیاز به این كه افرادی را كه دچار نقیصه‌های هنری، جاه‌طلبی، تشنه كسب قدرت و مبتلا به رشك و حسد هستند راضی نماید آسیب‌پذیر است. كوشش وی برای راضی نمودن دیگران باعث لطمه به اعتقادات هنری وی می‌گردد. به این علت، هنرمندانی كه در سلسله مراتب سازمانی از همه كمتر پرخاشگر و متجاوز می‌باشند با سختی به حیات هنری خود ادامه داده و كوشش خلاقه آنان با دشواری به رسمیت شناخته شده و پذیرفته می‌شود. بعضی‌ها به خاطر ادامه‌ی حیات هنری خود در سازمان مربوطه، به طور كامل در مقابل درخواست‌ها و تحمیلات متجاوزترین هنرمند موجود در محیط، مدیر مسوول و هدف‌های گروه تسلیم می‌شوند. یكی دیگر از تظاهرات رفتاری هنرمندی كه از نرمش وافر برخوردار است كوشش مداوم وی در بهبود بخشیدن محصولات و آثار هنری خود می‌باشد. وی قبل از این كه عقائد خود را تصریح و كار هنری خود را تسریع نماید، برای مدت طولانی به مطالعه می‌پردازد، وی با ذكر این نكته كه هنوز احتیاج به مطالعه و ممارست دارد سعی می‌كند رفتار خود را منطقی جلوه دهد. وی اصولاً از این كه در رشته‌ی خود پیشرفت نموده و به اوج برسد هراس داشته و با قرار دادن خویش در وضعی غیر مستقل و متكی به دیگران از تصریح و ابراز وجود خود احتراز می‌نماید.

وی می‌كوشد كه به دیگران متكی بوده و شیوه و روش هنری آن‌ها را دنبال كند. در عصر معاصر، آژانس و دلال نقش واسط بین هنرمند و بازار فروش را به عهده دارد. دلال در نقش نماینده متجاوز عرض اندام نموده، در بعضی مواقع باعث برانگیختن هنرمند به ادامه كار هنری شده و در ضمن رابط وی با دنیای تجاری می‌باشد.

فرد یا موسسه‌‌ای كه نقش آژانس، دلال را بازی می‌نماید، بر حسب امكانات موجود كم و بیش سازمان دهنده خلاقیت هنرمند بوده و هویت آن‌ها بر چسب محصولات هنرمند می‌شود. مردم معمولاً این گونه سازمان‌ها را به عنوان اولین قاضی ارزش آثار هنری هنرمند محسوب می‌نمایند. با افزایش روزافزون هنرمندان در جامعه‌ی ما رفته رفته نیاز به وجود این گونه آژانس‌ها بیشتر احساس می‌گردد. اهمیت این موسسات با در نظر گرفتن نقش آن‌ها در ارزیابی توده انبوه محصولات هنری عرضه شده كه می‌بایستی مورد ارزیابی قرار گرفته و به مصرف فروش رسد، كاملاً محسوس است. این گونه سازمان‌ها و نماینده‌گانش دارای قدرت سهمگین بوده و اكنون به صورت صنعتی غول‌پیكر درآمده‌اند. این موسسات به نوبه‌ی خود در كنترل نمودن سرنوشت هنر در این كشور نقش مهمی را ایفاء می‌نمایند. متاسفانه بسیاری از افرادی كه در این موسسات كار می‌كنند نسبت به هنرمند و آثار وی هیچ‌گونه دلبستگی و علاقه‌‌ای ندارند. آن‌ها می‌كوشند كه از هنرمند بهره برداری نموده و از ایمان راسخ وی به هنرش بكاهند. هنرمند و مخصوصاً هنرمندی كه از نرمش زیاد برخوردار است، در مصاف با آژانس متجاوز آسیب‌پذیر است. معمولاً هنرمند نرم و مومین بیشتر از سایر هنرمندان معتقد است كه باید با سازمان و آژانس مربوطه همكاری نمود. در هر صورت تعداد بسیار زیادی از افراد با استعداد نیز در این سازمان‌ها دیده می‌شوند كه نسبت به هنرمند از خود گذشته حساس بوده و نقشی اساسی در مشهور ساختن و موفقیت وی ایفاء می‌نمایند. بعضی از آژانس‌ها توانسته‌اند تعداد قابل ملاحظه‌‌ای هنرمند را در رشته‌‌ای خاص پرورش دهند.

در هر صورت، در این سازمان‌ها تعداد زیادی نیز هستند كه تنها برای عامه پسند بودن هنرمند و پر نفع بودن محصول هنری وی ارزش قائل شده و حتی بعضی از آن‌ها از اشكال هنری خوششان نیامده و با سوء ظن به محصولات خلاهق هنرمندانی كه خود نماینده آنانند می‌نگرند. در چنین موارد، این گونه افراد می‌توانند باعث ایجاد كشمكش، تضاد و تخریب فعالیت خلاقه هنرمند گردند. هنرمند با نرمش زیاد به طور اخص به وسیله قدرت، پول و مقامی كه سازمان به وسیله مشتریان و مراجعین مشهور و ثروتمند به دست آورده است، تحت تاثیر قرار می‌گیرد. هنرمندی كه با این وعده وعید كه وی به آسانی از لحاظ اقتصادی و عاطفی مورد حمایت قرار خواهد گرفت اغوا می‌شود، فراموش می‌نماید كه وی جز مهره‌‌ای در بازی غیر شخصی سازمان چیز دیگری نیست.

بعد از این كه هنرمندی با موفقیت مواجه گشت، كوشش پیگیر به عمل می‌آید كه مورد بهره‌برداری قرار گیرد. در این مواقع پیشنهادات صریح و پیگیر است. بعد از این، موفقیت اقتصادی و مادی جایگزین هنر و هنر به دست فراموشی سپرده می‌شود. هنرمند به تدریج می‌آموزد كه بهره‌برداری از سازمان دشوار بوده و در حقیقت خود وی به آسانی مورد استفاده و بهره‌برداری سازمان قرار می‌گیرد.

زندگی شخصی و خلاقه هنرمند در مواردی كه وی از نرمش زیاد از حد برخوردار است به آسانی تحت تاثیر نفوذ و قدرت سازمان قرار می‌گیرد. وی تمام اختیارات خود را به مامورین شخصی و مسئولین روابط عمومی تفویض می‌نماید. بعضی از سازمان‌ها می‌كوشند هنرمندی را كه از محبوبیت عامه برخوردار است با قول دادن به شهرت و ثروت بیشتر دچار وسوسه نموده و اغوا نمایند. وی می‌تواند به وسیله ارتباطی كه سازمان با سیستم‌های پر قدرت و سریع از قبیل تلویزیون، رادیو، مطبوعات، مجلات و فیلم دارد به فوریت پیشرفت نموده و مشهور گردد. سازمان‌ها قادرند كه اگر احساس كنند كه شخصیت، شیوه زندگی و كار فردی اغوا كننده، فریبنده و چنان متلون است كه به وسلیه آن بتوان توده‌ی عظیمی از مردم را مجذوب نمود، از چنین فردی هنرمندی خلق نمایند! جامعه آمریكا بالاخص در مقابل این طرز تفكر كه فردی ناگهان می‌تواند از هیچ به همه چیز رسیده و به طور ناگهانی و سریع مشهور شود آسیب‌پذیر است. افسانه سازان در تاكید بیوگرافی زندگی هنرمندان ثروتمندی كه یك زمان بینوا، نوروتیك، پسیكوتیك، معتاد و خودگرا بوده اصرار ورزیده و با بیان شرح زندگی گذشته وی تصویری مطلوب و دلخواه از موفقیت وی ترسیم می‌نمایند.

هنرمند نرم با باور نمودن گفتار افسانه سازان، خود نیز در دادن قول دروغین زبردست شده و با دستكاری‌های حساب شده می‌كوشد كه افراد را معتقد به ارزش خلاقیت خود نماید. این گونه مانورها باعث تخریب كار و نابودی رشد خلاقه شخصی وی می‌گردد. اگر وی به سرعت مشهور شود غالباً قادر نخواهد بود كه به طور موثر به خلاقیت پرداخته و زندگی خود را با تصویر ساخته شده خود منطبق نماید. انبساط بزرگ منشانه شخصیت وی كه در اثر قدرت صاحبان محیط‌های ارتباطی تحصیل گردیده است چون بار گرانی بر دوش وی فشار می‌آورد. وی چنان محسور و سر گرم جنبه پاداش دهنده و موفقیت‌آمیز هنر خود می‌گردد كه وقت و انرژی زیادی را كه باید صرف خلاقیت گردد تلف می‌سازد. اگر وی به طور پیگیر با موفقیت روبرو شود، به وجود رمز یا معمایی نهفته در خویش معتقد گشته، به سوی دنیای فانتزی و تخیل گرایش پیدا نموده و در یك چنین موقعیتی شیوه زندگی وی جانشین آثار هنری و فعالیت خلاقه وی می‌گردد. هنرمند نرمی كه دارای استعداد ناچیز بوده و با سرعت با موفقیت روبرو می‌شود، در مقابل این كه به ارزانی مورد بهره‌برداری قرار گیرد بسیار آسیب‌پذیر می‌باشد. بالاخره در جزو گروه هنرمندان با نرمش زیاد، هنرمند مومینی است كه با توسل به وسواس خلاقه و بدون در نظر گرفتن ظرفیت و تبعیض می‌كوشد كه بازده خود را مورد انتقاد قرار دهد. هنر این هنرمند غالباً سطحی، بدون انضباط و غیر اصیل است. وی به آسانی در مقابل فشارهایی كه ورا به خلق آثار متوسط و سریع‌الفروش برمی‌انگیزد تسلیم می‌شود. اگر وی با محبوبیت روبرو شده و مورد قبول عامه قرار گیرد احساس می‌نماید كه می‌بایست هر چه بیشتر از محبوبیت خود استفاده نموده و سعی می‌كند با خلق آثار تكراری و بدون تبعیض، مامور فروش محصولات و مردم تشنه آثار خود را راضی نگه دارد. هر هنرمندی برای این كه قادر باشد در هر رشته هنری به حیات خود ادامه دهد، كم و بیش باید از مقداری روح تجاوز و پرخاشگری برخوردار باشد. وی می‌بایست در معتقدات خود و هم چنین برای كسب حمایت عاطفی و اقتصادی جنگیده و در ضمن می‌بایست قادر باشد كه رقابت با سایر هنرمندان را تحمل نماید. تعدادی از هنرمندان متجاوز كه نه از استعداد فراوان برخوردار بوده و نه بازده هنری آنان قابل توجه است. با فعالیت پیگیر و با مدد نیروهای غیر هنری قادرند یك حوزه فعالیت هنری را تحت سلطه و نفوذ خود درآورند. هنرمند متجاوز و موفق می‌داند كه چگونه باید با غریزه پرخاشگر خود و هم چنین با روحیه‌ی متجاوز آن‌هایی كه وی با آنان متكی است دست و پنجه نرم نماید. وی به خوبی می‌داند كه چگونه با سازمان، با آژانس و با سایر افراد با قدرتی كه می‌توانند محصولات وی را در معرض توده عظیمی از مردم قرار دهند دارای رابطه رضایتبخش و حسنه باشد. وی از آن گروه مردمانیست كه می‌دانند چگونه با افراد ثروتمند و متنفذ دارای رابطه دلخواه بوده و در حاشیه محیط زندگی آنان به حیات خود ادامه دهند.
وی می‌داند كه چگونه برای كار هنری خود اعانه و كمك دریافت نموده، كار قابل تحمل به دست آورده، زنان و مردانی را كه وی را دوست داشته، به كار وی علاقه‌مند بوده و وی را مورد حمایت قرار می‌دهند كشف نموده و مورد بهره‌برداری و استفاده قرار دهد. گاهی اوقات وی با یك چنان حرارت و پشتكاری به كار خلاقه می‌پردازد كه احساس می‌نماید دیگران محكومند آثار وی را ملاحظه نموده، آن را عمیقاً شنیده و كاملاً احساس نمایند. یك هنرمند متجاوز و غیر اصیل می‌تواند از استعداد ناچیز خود به حد كمال بهره‌برداری نموده، در صورتی كه یك هنرمند مومین دارای استعداد درخشان ممكن است به آسانی به دست عدم توجه و نابودی سپرده شود.

هنرمند متجاوز و پرخاشگر قادر است كه از آثار سایر هنرمندان برای خلاقیت استفاده نموده و به حیات هنری خود ادامه دهد. وی اگر بسیار متجاوز است، به علت این كه مدام سعی می‌نماید از سایر هنرمندان برای ادامه حیات هنری خود در یوزگی نموده، قرض كرده و یا حتی از آثار آنان بدزدد، خود به ندرت قادر است اثری هنری خلق نماید. هنر این هنرمند به سادگی قربانی جاه طلبی وی می‌گردد. اما از سوی دیگر متجاوز بودن یك هنرمند ممكن است در حقیقت نماینده نرمش نهفته وی باشد. كوشش وی برای بهره‌برداری و جمع‌آوری از آثار و محصولات سایر هنرمندان نماینده عدم امكان وی به كار خلاقه و ناایمنی هنری وی می‌باشد.

وی قادر نیست كه به طور مستقل به كار خلاقه بپردازد. مردم بالاخره از هنرمندی كه به طور غیر عادی متجاوز و پرخاشگر است رویگردان شده و از معاشرت و تماس با وی پرهیز می‌نمایند. این كیفیت مخصوصاً موقعی كه این هنرمند قادر نیست انتقادات شخصی و هنری را تحمل نموده و در چهارچوب نظم اجتماعی گام بردارد به نحو اخص ملاحظه می‌گردد. غریزه تجاوز و پرخاشگری هنرمند متجاوز مانع خلاقیت و احراز هدف‌های شخصی وی می‌گردد.

مترجم: دكتر پرويز فروردين

 

مطالب سایت

آگهی

سایتهای مرتبط

آگهی